<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه پژوهش‌ در نشخوار کنندگان</title>
    <link>https://ejrr.gau.ac.ir/</link>
    <description>نشریه پژوهش‌ در نشخوار کنندگان</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اثر سطوح مختلف ویناس بر فراسنجه‌های خونی و متابولیت‌های شکمبه‌ای گاوهای هلشتاین شیرده تحت شرایط تنش حرارتی</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7655.html</link>
      <description>سابقه و هدف: افزایش جمعیت جهان، تقاضا برای محصولات دامی را افزایش داده و با محدودیت منابع خوراک دام، صنعت دامپروری با چالش‌هایی مواجه شده است. استفاده از محصولات جانبی صنایع غذایی در تغذیه نشخوارکنندگان می‌تواند راهکاری برای کاهش مشکلات زیست‌محیطی و هزینه‌های خوراک باشد. ویناس (محلول ملاس تغلیظ شده) محصول جانبی صنعت بیواتانول است که از تخمیر ملاس تولید می‌شود. این ماده حاوی پروتئین خام (عمدتاً نیتروژن غیرپروتئینی)، خاکستر (به‌ویژه پتاسیم)، گلیسرول و مخمر مرده ساکارومایسس سرویزیه است که خواص پری‌بیوتیکی دارد. مطالعات نشان داده‌اند که استفاده از ویناس در تغذیه نشخوارکنندگان موجب افزایش مصرف خوراک، بهبود ضریب تبدیل غذایی، بهبود گوارش‌پذیری ماده خشک، افزایش وزن روزانه و افزایش تولید شیر می‌شود. تنش گرمایی از چالش‌های مهم در پرورش گاوهای شیری است و موجب برهم خوردن تعادل بین گرمای متابولیک تولید شده و انتشار آن به محیط می‌شود. در شرایط تنش گرمایی، پتاسیم به میزان قابل‌توجهی از طریق عرق دفع می‌شود. با توجه به غلظت بالای پتاسیم در ویناس، فرضیه این تحقیق بر این اساس است که افزودن سطوح مختلف ویناس به جیره گاوهای شیرده در شرایط تنش گرمایی، می‌تواند با تأمین پتاسیم از دست رفته و بهبود محیط شکمبه، متابولیت‌های شکمبه‌ای و فراسنجه‌های خونی را بهبود بخشد.مواد و روش‌ها: این آزمایش با استفاده از 84 رأس گاو شیرده (هر تیمار 28 راس) با میانگین روزهای شیردهی 25 &amp;amp;plusmn; 155، تولید شیر 3 &amp;amp;plusmn; 32 لیتر در روز و شکم زایش 1/0 &amp;amp;plusmn; 4/2 در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. حیوانات به طور تصادفی در یکی از سه تیمار: 1) شاهد (جیره بدون ویناس)، 2) پنج درصد (1/1 کیلوگرم) و 3) 10 درصد (2/2 کیلوگرم) ویناس بر اساس ماده خشک قرار گرفتند. مطالعه در تابستان با میانگین شاخص حرارتی-رطوبتی 1/75، انجام شد و طول دوره 25 روز (15 روز عادت دهی و 10 روز نمونه گیری) بود. برای بررسی تأثیر جیره‌های آزمایشی بر فراسنجه‌های خونی گاو های شیرده در روز 22 آزمایش، حدود 4 ساعت پس از خوراک‌دهی صبح، خون‌گیری از رگ دم انجام شد. همچنین در روز 25، حدود 3 تا 4 ساعت پس از تغذیه وعده صبح، با استفاده از پمپ خلأ از مایع شکمبه نمونه‌گیری شد.یافته‌ها: نتایج نشان دادند که غلظت گلوکز پلاسما به‌صورت خطی کاهش پیدا کرد (01/0=P )، اما غلظت پروتئین با افزایش ویناس در جیره به‌صورت خطی افزایش پیدا کرد (02/0=P ). اسید استیک مایع شکمبه با افزایش ویناس به جیره به‌صورت خطی افزایش پیدا کرد (01/0=P). والریک اسید هم به‌صورت خطی تحت‌تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت و با افزودن ویناس به جیره کاهش پیدا کرد. pH مایع شکمبه (08/0=P) و ایزو والریک اسید (06/0=P) به‌صورت خطی تمایل به معنی‌داری نشان دادند که بیشترین عدد به‌ترتیب برای تیمارهای 10 درصد ویناس و شاهد مشاهده شد.نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که استفاده از ویناس تا سطح 10 درصد ماده خشک در جیره گاوهای شیرده تحت تنش حرارتی، می‌تواند از طریق بهبود متابولیت‌های خونی (افزایش پروتئین کل) و متابولیت‌های شکمبه‌ای (افزایش اسید استیک و تمایل به افزایش pH شکمبه)، به کاهش اثرات منفی تنش حرارتی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه اثر سطوح مختلف مصرف پودر دانه زنیان (Trachyspermum ammi) بر عملکرد رشد و وضعیت سلامتی گوساله‌های شیرخوار هلشتاین</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7656.html</link>
      <description>چکیدهسابقه و هدف: دستگاه گوارش و ایمنی گوساله‌ها در دوره شیرخواری تکامل یافته‌ نیست؛ از این رو، مستعد اختلال‌های گوارشی و تنفسی هستند. نظر به اینکه استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها در خوراک، با محدودیت‌های بهداشتی و قانونی مواجه است، در سال‌های اخیر، ترکیبات گیاهی به‌عنوان جایگزین‌های متنوع با خواص ضد میکروبی، محرک ایمنی و آنتی‌اکسیدانی مورد توجه قرار گرفته‌اند. زنیان (Trachyspermum ammi L.) به‌دلیل داشتن ترکیباتی همچون تیمول، کارواکرول و سایر ترکیبات فنلی، پتانسیل اثرات ضد باکتریایی، محرک گوارشی و آنتی‌اکسیدانی دارد. هدف این پژوهش، مطالعه اثر افزودن پودر دانه زنیان به خوراک مایع گوساله‌های هلشتاین در دوره پیش از شیرگیری بر عملکرد رشد، فراسنجه‌های اسکلتی، وضعیت سلامت و پروفایل متابولیت‌های خونی بود.مواد و روش‌ها: تعداد ۶۴ رأس گوساله سالم ماده هلشتاین با میانگین وزنی 5&amp;amp;plusmn;17/36 در قالب یک طرح آزمایش کاملاً تصادفی، از سه تا ۵۸ روزگی تحت آزمایش قرار گرفتند (۱۶ گوساله در هر گروه). گروه‌های آزمایشی شامل سطوح مختلف پودر دانه زینان (۰، 5/2، ۵، 5/7 گرم در روز) بود که به صورت مخلوط در خوراک مایع )شیر یا جایگزین شیر( در تغذیه گوساله ها استفاده شد. طی دوره آزمایش، وزن‌کشی و اندازه‌گیری فراسنجه‌های اسکلتی در آغاز آزمایش، و سپس هر ۱۰ روز یک‌بار انجام شد. نمره مدفوع، دمای راست‌روده، بروز اسهال و پنومونی به صورت روزانه ثبت شد. یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مصرف خوراک، وزن نهایی بدن، میانگین افزایش وزن روزانه و روزهای درگیری با اسهال (نمره مدفوع 3 و بالاتر) در تیمار مصرف‌کننده 5 گرم پودر دانه زنیان بهترین عملکرد را نسبت به سایر تیمارهای آزمایشی داشت (درجه دوم، 05/0P&amp;amp;lt;). همچنین، در بین تیمارهای مختلف تفاوتی در فراسنجه‌های اسکلتی مشاهده نشد. سطح گلوکز در تیمار مصرف‌کننده 5/2 گرم نسبت به سایر تیمارها بیشتر بود (درجه دوم، 05/0P&amp;amp;lt;) و تفاوتی در سایر فراسنجه‌های خونی در بین تیمارهای مختلف مشاهده نشد.نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که مکمل‌سازی خوراک مایع گوساله‌های شیرخوار هلشتاین با پودر دانه زنیان در دوز ۵ گرم در روز، بدون تاثیر سوء بر فراسنجه های اسکلتی، منجر به افزایش مصرف خوراک، وزن نهایی، متوسط رشد روزانه و کاهش روزهای درگیری با اسهال می‌شود. این یافته‌ها نشان می‌دهد زنیان به‌عنوان یک افزودنی طبیعی قابلیت بهبود عملکرد رشد و وضعیت متابولیک گوساله‌های پیش از شیرگیری را دارد. واژه‌های کلیدی: اختلالات تنفسی؛ اسهال؛ زنیان؛ سلامت گوساله؛ گوساله؛ گیاه دارویی.------------------------</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر سطوح مختلف عنصر روی بر عملکرد و ابقاء برخی عناصر معدنی در بره‌های نر مهربان</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7731.html</link>
      <description>سابقه و هدف: عنصر روی (Zn) یکی از عناصر کم مصرف می‌باشد که در رشد، تولید مثل و بهبود سیستم ایمنی حیوانات تأثیرگذار است. در حال حاضر عنصر روی برای افزایش عملکرد، به جیره غذایی دام افزوده می‌شود. اما، افزودن بیش از حد آن به جیره، ممکن است علاوه بر کاهش عملکرد، بر جذب و ابقای سایر عناصر معدنی نیز تأثیر گذار باشد. پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثر سطوح مختلف عنصر روی به فرم معدنی بر عملکرد و غلظت برخی از عناصر خون و ابقای آنها در بره‌های نر مهربان انجام شد.مواد و روش‌ها: برای انجام این آزمایش، از تعداد 18 رأس بره نر نژاد مهربان با سن 5-4 ماهه و میانگین وزن زنده 2/97 &amp;amp;plusmn; 33/55 کیلوگرم با 3 تیمار و 6 تکرار در قالب طرح کاملاً تصادفی استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1) گروه شاهد (جیره پایه، بدون افزودن مکمل روی)، تیمار 2) جیره پایه به‌علاوه مقدار 40 میلی‌گرم عنصر روی به ازای هر کیلوگرم ماده خشک جیره به‌صورت سولفات روی، و تیمار 3) جیره پایه به‌علاوه مقدار 80 میلی‌گرم عنصر روی به ازای هر کیلوگرم ماده خشک جیره به‌صورت سولفات روی بود. در طول دوره آزمایش (60 روز)، مقدار خوراک مصرفی به صورت روزانه و تغییرات وزن بره‌ها هر 15 روز ثبت شد. در روز 60 آزمایش، از همه بره‌ها قبل از خوراک‌دهی صبح، از طریق سیاهرگ وداج خون‌گیری شد. سپس، تعداد 4 رأس بره به صورت تصادفی از هر تیمار انتخاب و به داخل قفس‌های متابولیکی منتقل شدند و با در نظر گرفتن 5 روز دوره عادت‌پذیری، نمونه مدفوع و ادرار بره‌ها به مدت 5 روز جمع-آوری گردید. ترکیب شیمیایی اجزای جیره، عناصر معدنی موجود در مدفوع، ادرار و خون (عناصر روی، کلسیم، فسفر، آهن و مس) با استفاده از روش‌های استاندارد تعیین شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد استفاده از مکمل روی در جیره اثری بر مصرف ماده خشک نداشت. اما اثر آن بر افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی معنی‌دار بود (P&amp;amp;lt;0.05). بر این اساس، بره‌ها در گروه شاهد و تیمارهای 2 و 3 به‌ترتیب 241/07، 269/35 و 273/81 گرم در روز افزایش وزن داشتند. همچنین، مصرف مکمل روی سبب افزایش معنی‌دار سطح روی در خون بره‌ها شد(P&amp;amp;lt;0.05) و سطح روی خون بره-ها از 0/86 میلی‌گرم بر لیتر (در گروه شاهد) به 1/24 و 1/13 میلی‌گرم بر لیتر به‌ترتیب در تیمارهای 2 و 3 افزایش یافت. ابقای عنصر روی در بدن تحت تأثیر مصرف مکمل روی قرار گرفت (P&amp;amp;lt;0.05) و مقدار آن از 3/40 میلی‌گرم در روز (در گروه شاهد) به 6/14 و 5/82 میلی‌گرم در روز در تیمارهای 2 و 3 افزایش یافت. اما ابقاء سایر عناصر اندازه‌گیری شده، تحت تأثیر مصرف مکمل روی قرار نگرفت. همبستگی بین ابقاء عنصر روی با سایر عناصر معنی‌دار نبود.نتیجه‌گیری: به‌طور کلی، نتایج نشان داد که افزودن مقادیر 40 و 80 میلی‌گرم عنصر روی به ازای هر کیلوگرم ماده خشک جیره سبب بهبود عملکرد (افزایش وزن روزانه) بره‌ها شد. همچینن، غلظت عنصر روی در خون و ابقا آن در بدن تحت تأثیر افزودن مکمل روی قرار گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر سه نوع مکمل‌ بافری بر عملکرد رشد، تخمیر و برخی فراسنجه‌های خونی بره‌های پرواری مهربان</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7658.html</link>
      <description>چکیدهسابقه و هدف : در بره‌های پرواری اسیدوز سبب کاهش ماده خشک مصرفی و عملکرد رشد خواهد شد. بافرهای افزودنی به خوراک یکی از ابزارهای کنترل اسیدیته شکمبه به ویژه در بره‌های پرواری و دام های پرتولید می باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر سه نوع مکمل بافری بر عملکرد رشد و خوراک مصرفی، تخمیر شکمبه، اسیدیته شکمبه، جمعیت پروتوزوآ و فراسنجه‌های خونی در بره‌های پرواری با جیره 70 درصد کنسانتره بود. مواد و روش‌ها: این آزمایش با استفاده از ۱۸ رأس بره پرواری نژاد مهربان (۱ &amp;amp;plusmn;۲۹ کیلو گرم،3 ماهه) در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با سه گروه و شش تکرار در یک دوره ۷۵ روزه اجرا شد. گروه‌های آزمایشی شامل: گروه شاهد (بافر سدیم بی‌کربنات)، گروه رومینوبافر (ترکیبی سنتز شده: بیکربنات سدیم، بنتونیت سدیم، اکسید منیزیم، انیسون، سیر و رزماری) و گروه بافر تجاری بهدام رشد خراسان بود. صفات مورد مطالعه در دام زنده عملکرد رشد (وزن اولیه، وزن آخر دوره، افزایش وزن روزانه، ضریب تبدیل و ماده خشک مصرفی)، تخمیر شکمبه (pH، نیتروژن آمونیاکی، اسیدهای چرب فرارکل)، جمعیت پروتوزآیی و فراسنجه‌های خونی (بیوشیمیایی و آنزیم‌های خونی) بره‌های پرواری بررسی شد. همچنین به روش برون‌تنی فراسنجه‌های تولید گاز و گوارش‌پذیری آزمایشگاهی نیز مطالعه شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد سه نوع مکمل بافری از لحاظ میانگین افزایش وزن روزانه و مصرف ماده خشک بره‌های پرواری با یکدیگر تفاوت معنی‌داری نداشتند (5/0P&amp;amp;gt;). شاخص اسیدیته شکمبه، نیتروژن آمونیاکی و اسیدهای چرب فرار کل در سه نوع بافری در دو دوره روز 30 و 60 ثابت و بدون تغییر بود (5/0P&amp;amp;gt;). قابلیت هضم برون‌تنی و گاز کل تولیدی گروه دوم (مکمل بافری رومینو بافری) نسبت به دو گروه دیگر کاهش معنی‌داری نشان داد (5/0P&amp;amp;lt;). در حالی که دام‌های مصرف کننده بافرتجاری بهدام رشد مشابه گروه شاهد بود. جمعیت پروتوزوآیی در هر دو تیمار رومینوبافر و بهدام رشد نسبت به گروه شاهد کاهش داشت (05/0&amp;amp;gt;P). جمعیت کل پروتوزآ در بره‌های مصرف کننده بافر بهدام رشد نسبت به دو گروه دیگر نیز کاهش معنی‌داری نشان داده است (05/0&amp;amp;gt;P). بره‌های مصرف کننده بافر بهدام رشد در مقایسه با بره‌های دو گروه دیگر، غلظت گلوکز خون کمتری داشتند و غلظت تری‌گلیسیرید خون در دام‌های مصرف کننده رومینو بافری نسبت به گروه شاهد (بی کربنات سدیم) کاهش یافتند (05/0&amp;amp;gt;P). آنزیم‌های آلانین ترانسفراز هر دو گروه رومینو بافر و بهدام رشد نسبت گروه شاهد (بی‌کرینات سدیم) افزایش ولی آسپارتات آمینو ترانسفراز در گروه تیمار رومینوبافری نسبت به دو گروه دیگر کاهش نشان داد(05/0&amp;amp;gt; P) . نتیجه‌گیری: استفاده از این بافرها در جیره پرواری با افزایش کنسانتره تا سطح 70 درصد جیره، سبب کنترل و جلوگیری از کاهش اسیدیته شکمبه کمتر از شش شد. با توجه رشد روزانه و رشد کل مشابه هر سه گروه بره؛ با لحاظ کردن قیمت هر کیلوگرم بافری؛ استفاده از بافری که قیمت مناسب تری دارد، توصیه می‌شود. واژه‌های کلیدی: اسیدهای چرب فرار، بافر، بره پرواری، عملکرد رشد، نیتروژن آمونیاکی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات جایگزینی دانه جو با خوراک گلوتن ذرت و تفاله چغندرقند در جیره گاوهای شیرده پر تولید هلشتاین بر مصرف خوراک، قابلیت هضم مواد مغذی و تولید شیر</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7659.html</link>
      <description>چچکیدهسابقه و هدف: با توجه به اهمیت اقتصادی و تغذیه‌ای منابع جایگزین غلات در جیره گاوهای شیرده، این مطالعه با هدف تأثیر جایگزینی دانه جو با خوراک گلوتن ذرت و تفاله چغندرقند (به‌صورت تیمارهای تکی و ترکیبی) بر مصرف خوراک، قابلیت هضم مواد مغذی، تولید و ترکیبات شیر و وضعیت بدنی گاوهای شیرده پرتولید هلشتاین انجام شد. در حالی‌که تحقیقات قبلی عمدتاً به ارزیابی هر یک از این منابع فرعی به‌صورت جداگانه پرداخته‌اند، این پژوهش به بررسی اثرات ترکیبی این دو محصول جانبی بر مصرف خوراک، قابلیت هضم مواد مغذی و تولید شیر در گاوهای شیرده پر تولید پرداخته است.مواد و روش‌ها: این آزمایش در ایستگاه تحقیقاتی لورک، دانشگاه صنعتی اصفهان، روی ۱۲ رأس گاو هلشتاین چند شکم زایش در قالب طرح مربع لاتین ۴&amp;amp;times;۴ با سه مربع، چهار دوره و چهار تیمار اجرا شد. تیمارها شامل: گروه شاهد، کنسانتره شامل 7/43 درصد دانه جو بدون افزودن خوراک گلوتن ذرت و تفاله چغندر، تیمار اول) ۱۲ درصد خوراک گلوتن ذرت جایگزین ۱۲ درصد دانه جو، تیمار دوم) ۱۲ درصد تفاله چغندرقند جایگزین ۱۲ درصد دانه جو در جیره و تیمار سوم) ترکیبی از ۶ درصد تفاله چغندر و ۶ درصد خوراک گلوتن ذرت به‌عنوان جایگزین ۱۲ درصد دانه بود. نسبت علوفه به کنسانتره در جیره‌های تغذیه‌شده در تمامی تیمارها ثابت و برابر با ۴۰ به ۶۰ درصد بود. داده‌ها با استفاده از رویه MIXED در نرم‌افزار SAS تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج جایگزینی دانه جو با ترکیبی از ۶ درصد خوراک گلوتن ذرت و ۶ درصد تفاله چغندرقند در جیره، مصرف ماده خشک، قابلیت هضم ماده آلی و پروتئین خام، تولید شیرخام، شیر تصحیح‌شده بر اساس چربی 5/3 درصد و شیر تصحیح‌شده بر اساس انرژی و تولید چربی، پروتئین، لاکتوز و مواد جامد بدون چربی شیر را نسبت به جیره شاهد به‌طور معنی‌داری افزایش داد. جیره حاوی ۱۲ درصد خوراک گلوتن ذرت نیز مصرف ماده خشک نسبت به جیره شاهد بهبود داد، اما کمتر از جیره ترکیبی بود. در مقابل، جیره حاوی ۱۲ درصد تفاله چغندرقند درصد پروتئین شیر را نسبت به جیره شاهد و جیره ترکیبی کاهش داد، اما درصد چربی شیر در هیچ‌یک از جیره‌ها تغییر معنی‌داری نداشت. نمره وضعیت بدنی، وزن بدن و ضخامت چربی پشتی تحت تأثیر جیره‌ها قرار نگرفتند.نتیجه‌گیری: جایگزینی دانه جو با ۶ درصد خوراک گلوتن ذرت و ۶ درصد تفاله چغندرقند در جیره گاوهای شیرده هلشتاین، مصرف ماده خشک، هضم مواد مغذی و عملکرد تولیدی را بهبود داد، بدون تأثیر منفی بر وضعیت بدنی دام داشته باشد. این یافته‌ها نشان‌دهنده کارایی بالای این منابع جایگزین در بهینه‌سازی جیره‌های گاوهای شیرده است. واژه‌های کلیدی: تفاله چغندرقند، تولید و ترکیبات شیر، خوراک گلوتن ذرت، دانه جو، گاو شیرده</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر کیفیت آب بر مصرف ماده خشک، تولید و ترکیب شیر، کارایی و برخی فراسنجه‌های خونی گاوهای پرتولید هلشتاین</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7660.html</link>
      <description>سابقه و هدف: کیفیت و مقادیر آب مصرفی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر مصرف خوراک و رفاه فیزیولوژیکی دام می‌باشند که بازدهی خوراک دام را تحت تأثیر قرار می‌دهند. علی‌رغم اهمیت حیاتی آب، اطلاعات اندکی در مورد اثرات منابع یا کیفیت مختلف آب بر مصرف خوراک و عملکرد گاوهای شیری وجود دارد. این مطالعه فرض کرد که کاهش سختی آب از طریق روش اسمز معکوس احتمالاً بر عملکرد گاوهای شیری پرتولید تأثیر مثبت داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر کاهش سختی آب از طریق اسمز معکوس در مقایسه با آب چاه بر مصرف خوراک، تولید و ترکیب شیر و فراسنجه‌های خونی گاوهای شیری پرتولید بود. مواد و روش‌ها: تعداد 16 رأس گاو شکم دوم با میانگین روزهای شیردهی 2 &amp;amp;plusmn; 122 و میانگین تولید شیر 2/1 &amp;amp;plusmn; 44 کیلوگرم در روز به تیمارهای آزمایشی اختصاص یافتند. تیمارهای آزمایشی شامل تیمار آب چاه با مجموع مواد جامد حل‌شده زیاد (1955 میلی‌گرم بر لیتر) و تیمار آب تصفیه‌شده به روش اسمز معکوس با مجموع مواد جامد حل‌شده کم (404 میلی‌گرم بر لیتر) بود. این آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با 2 تیمار و 2 دوره آزمایشی اجرا گردید. آزمایش در طی دو دوره 28 روزه شامل 21 روز عادت‌پذیری و 7 روز نمونه‌گیری صورت گرفت. تمامی گاوهای حاضر در آزمایش از یک نوع جیره با میزان انرژی و پروتئین یکسان مصرف کردند. گاوها در جایگاه‌های انفرادی نگهداری شده و دسترسی آزاد به آب و خوراک داشتند. تجزیه آماری داده‌های حاصل از این پژوهش با استفاده از رویه Mixed در نرم‌افزار آماری (2002) SAS ورژن 1/9 انجام شد. مقایسه میانگین‌ها با استفاده از آزمون توکی انجام شد.یافته‌ها: pH آب چاه (75/7) نسبت به آب تصفیه‌شده (10/7) قلیایی‌تر بود و روش اسمز معکوس باعث کاهش pH گردید. هدایت الکتریکی آب چاه (dS/m 3/2) نسبت به آب تصفیه‌شده (dS/m 59/0) به‌طور معنی‌داری بالاتر بود. املاح معدنی (Ca, Mg, Na, Cl, HCO₃, SO₄) موجود در آب چاه به‌صورت معنی‌داری پس از تصفیه کاهش یافتند. مجموع مواد جامد حل شده (۱۹۵۵ میلی‌گرم بر لیتر) و غلظت نیترات 9/3 میلی‌گرم بر لیتر) آب چاه پس از تصفیه به ترتیب به ۴۰۴ و 84/0 میلی‌گرم بر لیتر رسید. گاوهای مصرف‌کننده آب چاه (۲۵ کیلوگرم در روز) نسبت به گروه تصفیه‌شده (79/23 کیلوگرم در روز) به‌طور معنی-داری ماده خشک بیشتری مصرف کردند، اما تفاوت معنی‌داری در تولید شیر خام بین دو گروه مشاهده نشد (59/41 در مقابل 30/41 کیلوگرم در روز، 79/0 =P). درصد چربی شیر در گاوهای مصرف‌کننده آب چاه (4۳/۳%) نسبت به آب تصفیه‌شده (72/3%) تمایل به کاهش داشت (06/0 =P)، اما درصد پروتئین، لاکتوز و تولید روزانه آنها تفاوت معنی‌داری نداشتند. کارایی تولید شیر در گاوهای مصرف‌کننده آب تصفیه‌شده به روش اسمز معکوس به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه مصرف‌کننده آب چاه بود. فراسنجه‌های خونی تحت تأثیر تیمار قرار نگرفت. نتیجه‌گیری: به‌طور کلی تصفیه آب چاه با روش اسمز معکوس به‌طور معنی‌داری کیفیت آب را بهبود بخشید و آن را برای مصرف گاو شیری مناسب‌تر کرد. مصرف آب تصفیه‌شده توسط گاوهای شیری پرتولید تأثیری بر تولید شیر و فراسنجه‌های خونی نداشت، اما چربی شیر افزایش یافت و با کاهش مصرف خوراک منجر به بهبود راندمان تولید شیر گردید که بیانگر بهبود استفاده از مواد مغذی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر جایگزینی سیلاژ ذرت با سیلاژ چغندر علوفه‌ای بر فراسنجه‌های تخمیر در شکمبه، اندازه ذرات جیره و رفتار جویدن در گاوهای شیری</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7661.html</link>
      <description>چکیدهسابقه و هدف: با توجه به تغییرات اقلیمی و کاهش تولید علوفه در کشور، انجام تحقیقات به‌منظور یافتن جایگزین مناسب برای علوفه‌های رایج در تغذیه گاوهای شیری ضروری می‌باشد. چغندر علوفه‌ای به‌دلیل خصوصیات خوب تغذیه‌ای و همچنین مقاومت به شرایط محیطی در سال‌های اخیر به‌عنوان یک جایگزین مناسب در تغذیه دام معرفی شده است. با این حال، تحقیقی در زمینه بررسی اثر جایگزینی علوفه‌های رایج با چغندر علوفه‌ای بر ویژگی‌های خوراک، عملکرد رفاه دام و فراسنجه‌های شکمبه انجام نشده است. این تحقیق با هدف ارزیابی اثر جایگزینی سیلاژ ذرت با سیلاژ چغندر علوفه‌ای (علوفه پاییزه) بر فراسنجه‌های تخمیر در شکمبه و بررسی رفتار جویدن در گاوهای شیری انجام شد.مواد و روش‌ها: چغندر علوفه‌ای در بهار برداشت و سپس سیلو شد. پس از گذشت 60 روز، آزمایش در قالب طرح چرخشی با دو تیمار شامل: 1) جیره سیلاژ چغندر علوفه‌ای و 2) جیره سیلاژ ذرت و 10 تکرار (گاو شیری) در دو دوره 30 روزه انجام شد. نمونه‌برداری از جیره‌ها به‌منظور بررسی اندازه قطعات جیره با استفاده از الک استاندارد پنسیلوانیا در روزهای 24 تا30 هر دوره آزمایش انجام شد. رفتار جویدن گاوها شامل فعالیت خوردن، نشخوار و استراحت فک در هر دوره ثبت شد و به‌منظور بررسی فراسنجه‌های تخمیر در شکمبه نمونه‌برداری از مایع شکمبه در روز آخر هر دوره انجام شد. pH نمونه‌های شکمبه بلافاصله بعد از دریافت اندازه‌گیری شد و سپس نمونه‌برداری از مایع شکمبه برای اندازه‌گیری نیتروژن آمونیاکی، اسیدهای چرب فرار و بررسی جمعیت پروتوزوآ انجام شد.یافته‌ها: جایگزینی سیلاژ ذرت با سیلاژ چغندر علوفه‌ای باعث افزایش مقدار ترکیبات باقی‌مانده در الک 19 (01/0&amp;amp;gt;P) و 4 (019/0=P) میلی‌متر، کاهش الیاف مؤثر فیزیکی، کاهش فعالیت خوردن، نشخوار و تولید بزاق روزانه شد (01/0&amp;amp;gt;P). همچنین، مدت زمان استراحت فک در دام‌های تغذیه شده با سیلاژ چغندر علوفه‌ای بالاتر بود (01/0&amp;amp;gt;P). از طرفی استفاده از سیلاژ چغندر علوفه‌ای در جیره باعث کاهش pH، استیک اسید و جمعیت پروتوزوآ شد (01/0&amp;amp;gt;P). مقدار اسید پروپیونیک و اسیدهای چرب فرار کل در تیمار سیلاژ چغندر علوفه‌ای بالاتر بود (01/0&amp;amp;gt;P). تولید نیتروژن آمونیاکی و گونه‌های پروتوزوآیی انتودینیوم و ایزوتریشیا در تیمار سیلاژ ذرت در مقایسه با سیلاژ چغندر علوفه‌ای بیشتر بود (01/0&amp;amp;gt;P).نتیجه‌گیری: در مجموع، نتایج نشان دادند که استفاده از 25 درصد سیلاژ چغندر علوفه‌ای در جیره گاوهای شیری اثر منفی بر عملکرد دام نداشت و با توجه به روند تغییرات فراسنجه‌های شکمبه، جیره سیلاژ چغندر علوفه‌ای به‌دلیل تولید بالاتر پروپیونیک اسید و کاهش جمعیت پروتوزوآ دارای عملکرد بهتر نسبت به سیلاژ ذرت بود. استفاده از سیلاژ چغندر علوفه‌ای در سطح 25 درصد بخش علوفه‌ای جیره به‌منظور تغذیه گاوهای شیری پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ترکیب‏شیمیایی و گوارش‏پذیری آزمایشگاهی اندام‌های‏هوایی پیاز سیلوشده با خرمای وازده، ملاس و اوره</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7662.html</link>
      <description>سابقه و هدف: هنگام برداشت غده پیاز، اندام هوایی (بوته) آن به‌جز دربرخی موارد که به&amp;amp;rlm;وسیله گوسفندان چرامی&amp;amp;rlm;شود معمولاً کاربرد چندانی نداشته و در زمین رها می&amp;amp;rlm;شود. باتوجه به تولید سالانه بیش از سه&amp;amp;rlm;میلیون&amp;amp;rlm; و یک‌صد و پنجاه‌هزار تن پیاز در کشور و به&amp;amp;rlm;دنبال آن تولید شایان توجهی بوته پیاز، به&amp;amp;rlm;نظرمی&amp;amp;rlm;رسد درصورت فر&amp;amp;rlm;آوری مناسب و به&amp;amp;rlm;کارگیری آن در جیره دام، این فرآورده جانبی می&amp;amp;rlm;تواند بخشی از نیاز دام را برآورده کند. به&amp;amp;rlm;دلیل رطوبت بالا و به&amp;amp;rlm;ویژه کربوهیدرات محلول در آب پایین، سیلوکردن آن با چالش&amp;amp;rlm;هایی روبروست. ازاین&amp;amp;rlm;رو این پژوهش باهدف اندازه&amp;amp;rlm;گیری ترکیبات &amp;amp;rlm;شیمیایی و گوارش&amp;amp;rlm;پذیری سیلوی اندام هوایی پیاز فراوری&amp;amp;rlm;شده با اوره، ملاس و خرمای&amp;amp;rlm; غیرخوراکی (وازده)، به روش تولید گاز انجام شد.مواد و روش&amp;amp;rlm;ها: اندام&amp;amp;rlm;های هوایی پیاز از مزارع شهرستان جیرفت، گردآوری و پس از پژمرده&amp;amp;rlm;شدن، برای سیلوکردن به قطعات یک تا دو سانتی&amp;amp;rlm;متری خردشدند. بوته&amp;amp;rlm;های خردشده پیاز پس از آمیختن با اوره (در دو سطح 5/2 و 5 درصد)، ملاس و خرمای &amp;amp;rlm;وازده بدون &amp;amp;rlm;هسته (هرکدام در دو سطح 10 و 15&amp;amp;rlm;درصد)، درون کیسه‌های پلاستیکی سیلوشدند. کیسه&amp;amp;rlm;ها پس از 60 روز بازشدند و بی&amp;amp;rlm;درنگ، pH سیلاژ اندازه‌گیری&amp;amp;rlm;شد. ترکیبات&amp;amp;rlm;شیمیایی شامل ماده&amp;amp;rlm; خشک، ماده آلی، پروتئین خام، الیاف نامحلول در شوینده خنثی، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی، غلظت کربوهیدرات&amp;amp;rlm;های محلول و نیتروژن آمونیاکی نمونه&amp;amp;rlm;ها اندازهگیری &amp;amp;rlm;شد. برای اندازه&amp;amp;rlm;گیری گوارشپذیری آزمایشگاهی روش تولید گاز به&amp;amp;rlm;کاررفت و فراسنجه&amp;amp;rlm;های تخمیر شامل گوارش&amp;amp;rlm;پذیری ماده آلی، انرژی قابل&amp;amp;rlm;سوخت&amp;amp;rlm;وساز، انرژی خالص شیردهی و اسیدهای کوتاه&amp;amp;rlm;زنجیره هریک از تیمارها برآورد شدند.یافته&amp;amp;rlm;ها: ماده خشک با افزودن هر سه افزودنی نسبت به سیلوی بدون افزودنی افزایش و الیاف نامحلول در شوینده خنثی کاهش یافت. ماده آلی در سیلوهای دارای اوره و ملاس بیشتر و در سیلوهای دارای خرمای&amp;amp;rlm; وازده نسبت به شاهد کمتر بود. پروتئین خام، تنها در سیلوهای دارای اوره (09/17&amp;amp;rlm;درصد) از سیلوی شاهد (28/8&amp;amp;rlm;درصد) بیشتر بود و چربی خام، فقط با افزودن خرمای وازده افزایش یافت (05/0P&amp;amp;lt;). الیاف نامحلول در شوینده اسیدی تحت تاثیر افزودن اوره و خرمای&amp;amp;rlm; وازده قرار نگرفت (05/0P&amp;amp;gt;)؛ ولی در سیلوهای دارای ملاس (40/15 درصد) از سیلوی شاهد (13/24 درصد) به&amp;amp;rlm;گونه معنی&amp;amp;rlm;داری بیشتر بود. افزودن خرمای&amp;amp;rlm; وازده و ملاس به سیلو، افزایش کربوهیدرات&amp;amp;rlm;های محلول و کاهش pH و نیتروژن آمونیاکی را درپی&amp;amp;rlm;داشت (05/0P&amp;amp;lt;). افزودن خرمای وازده و اوره تاثیر معنی&amp;amp;rlm;داری بر پایداری هوازی نداشت؛ ولی پایداری هوازی در سیلوهای دارای ملاس (48 ساعت) بیشتر از تیمار شاهد (44 ساعت) بود (05/0P&amp;amp;gt;). یافته&amp;amp;rlm;های آزمایش تولید گاز نشان داد که افزودن ملاس به سیلاژ باعث افزایش میزان گاز تولیدی نسبت به تیمار شاهد و افزودن اوره، باعث کاهش گاز تولیدی نسبت به تیمار شاهد شد (05/0P&amp;amp;lt;) درحالی&amp;amp;rlm;که افزودن خرمای وازده به سیلاژ بوته پیاز، تاثیر معنی&amp;amp;rlm;داری براین فراسنجه نداشت. پتانسیل تولید گاز تنها با افزودن 15 درصد ملاس به سیلو افزایش یافت و افزودن ملاس و خرمای وازده، ثابت نرخ تولید گاز را نسبت به تیمار شاهد افزایش و افزودن اوره این فراسنجه را کاهش داد (05/0P&amp;amp;lt;). انرژی قابل&amp;amp;rlm;سوخت&amp;amp;rlm;وساز و درصد گوارش&amp;amp;rlm;پذیری ماده آلی در سیلوهای دارای ملاس (به ترتیب 88/8 مگاژول بر کیلوگرم و 09/60&amp;amp;rlm;درصد) و خرمای وازده (به ترتیب 87/8 مگاژول بر کیلوگرم و 12/50&amp;amp;rlm;درصد) از سیلوی بدون افزودنی (به ترتیب 08/8 مگاژول بر کیلوگرم و 93/54درصد) بیشتر بود (05/0P&amp;amp;lt;). اسیدهای چرب کوتاه&amp;amp;rlm;زنجیره و انرژی خالص شیردهی تنها با افزودن ملاس (به ترتیب 99/0 میلی&amp;amp;rlm;مول و 13/5 مگاژول بر کیلوگرم) از شاهد (به ترتیب 87/0 میلی&amp;amp;rlm;مول و 47/4 مگاژول بر کیلوگرم) بیشتر بود (05/0P&amp;amp;lt;).نتیجه&amp;amp;rlm;گیری: افزودن ملاس و خرمای وازده به سیلاژ اندام هوایی پیاز، با بهبود تخمیر، کاهش الیاف و افزایش گوارش‌پذیری، کیفیت تغذیه‌ای سیلاژ را افزایش داد؛ درحالی&amp;amp;rlm;که افزودن اوره به تنهایی چنین تاثیری بر کیفیت سیلاژ نداشت؛ بنابراین، به&amp;amp;rlm;کارگیری ملاس و خرمای وازده به&amp;amp;rlm;عنوان راهکاری مؤثر در افزایش ارزش غذایی پسماند پیاز در تغذیه دام قابل &amp;amp;rlm;توصیه است</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر استفاده از سطوح مختلف نشانگرهای خنثی به همراه جایگاه‌های علی و معماری های ژنتیکی مختلف بر صحت پیش بینی ارزش‌های اصلاحی ژنومی در دام های اهلی</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7663.html</link>
      <description>سابقه و هدف: مهمترین سازه‌هایی که بر صحت پیش‌بینی ژنومی تاثیر می‌گذارند شامل تعداد نشانگرها، روش آماری، فراوانی آلل نادر، وراثت‌پذیری و معماری ژنتیکی می‌باشند که هر یک تحت شرایط ویژه‌ای اثراتشان متفاوت است. هدف از این پژوهش، بررسی اثر اضافه کردن چندشکلی‌های تک نوکلئوتیدی خنثی (غیرسببی) به مدل آماری بر صحت ارزیابی ارزش اصلاحی با درنظر گرفتن سازه‌های مختلف جمعیت و معماری‌های ژنتیکی مختلف بوده است. مواد و روش‌ها: در این پژوهش تعداد 10 کروموزوم به طول 100 سانتی‌مورگان شبیه‌سازی شده و روی هر کروموزوم 1000 نشانگر چند‌شکلی تک نوکلئوتیدی دو آللی در نظر گرفته شده که به صورت تصادفی در طول ژنوم پراکنده شدند. در این پژوهش، واریانس فنوتیپی یک و وراثت‌پذیری‌ها بر طبق صفات با وراثت‌پذیری کم، متوسط و بالا به ترتیب 1/0، 2/0 و 5/0 در نظر گرفته شدند. در این شبیه‌سازی، جمعیت‌های با اندازه 1000، 2000 و 4000 فرد مورد استفاده قرار گرفت و تعداد 100 جایگاه صفت کمی روی 10 کروموزوم پراکنده شد. پیش‌بینی‌ها با دو روش کرنل بازتولید فضای هیلبرت و بیز B و مقایسات میانگین با استفاده از روش توکی انجام شد.یافته‌ها: در همه‌ی سناریوها و با هر دو روش اختلاف معنی‌داری بین در نظر گرفتن جایگاه‌های صفات کمی به تنهایی و همراه با درصدهای مختلف چندشکلی‌های تک نوکلئوتیدی غیرسببی در مدل مشاهده شد. البته در هر دو روش اختلافات معنی‌داری نیز بین درصدهای پایین نشانگرهای خنثی و درصدهای بالا مشاهده شد. در بیشتر سناریوها مثلا زمانی که 10 درصد نشانگرهای خنثی در مدل وجود دارند، پیش‌بینی‌ها صحت بالاتری دارند نسبت به زمانی که 20 درصد، 40 درصد، 60 درصد و 100 درصد از نشانگرهای خنثی وارد مدل می‌شوند. با افزایش وراثت‌پذیری و تعداد افراد جمعیت مرجع صحت پیش‌بینی‌های ژنومی افزایش یافت. در وراثت‌پذیری‌های پایین، درصد افزایش صحت پیش‌بینی با افزایش جمعیت مرجع بیشتر بود. میانگین صحت ارزیابی با استفاده از روش بیز B به جز چند مورد، در زمان قرار دادن جایگاه‌های صفات کمی در مدل و نسبت‌های مختلف نشانگرهای خنثی به طور معنی‌داری دربیشتر سناریوها از روش کرنل بازتولید فضای هیلبرت بیشتر بود. به طور کلی در هر دو روش، بهترین پیش‌بینی‌ها در زمان استفاده از بالاترین وراثت-پذیری و اندازه جمعیت و فقط وارد کردن جایگاه‌های صفات کمی در مدل‌ها رخ داد. نتیجه گیری: با توجه به این یافته‌ها، شناسایی جایگاه‌های سببی و وارد کردن آنها در ارزیابی‌های ژنومی باعث افزایش سرعت آنالیز و کاهش هزینه‌های تعیین ژنوتیپ می‌گردد و همچنین می‌تواند در ارزیابی‌های ژنومیکی بازده ژنتیکی صفات مهم اقتصادی را از طریق تقویت صحت پیش‌بینی افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جایگزینی کنجاله سویا با کنجاله کاملینا (تخمیری و غیر تخمیری) در جیره بره‌های پرواری: تأثیر بر فراسنجه‌های عملکرد رشد و تخمیر شکمبه‌ای</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7664.html</link>
      <description>سابقه و هدف : پروتئین یکی از مهم‌ترین و پرهزینه‌ترین مواد مغذی مورد استفاده برای نشخوارکنندگان است. با توجه به محدودیت‌های ایران در تولید دانه‌های روغنی و کنجاله‌های پروتئینی، تأمین نیاز پروتئینی دام با مشکلات بسیاری همراه است. کنجاله سویا بهترین کنجاله پروتئینی است که امروزه در خوراک دام و طیور استفاده می‌شود، اما قیمت آن در مقایسه با سایر کنجاله‌ها بیشتر است. کنجاله کاملینا نیز یکی از کنجاله‌های پروتئینی است که می‌تواند گزینه مناسبی برای جایگزینی کنجاله سویا در تغذیه دام باشد. لذا، این تحقیق به‌منظور بررسی اثر جایگزینی کنجاله سویا با کنجاله کاملینا (تخمیر شده و تخمیر نشده) بر عملکرد رشد و برخی فراسنجه‌های تخمیر شکمبه‌ای بره‌های پرواری انجام شد. مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار آزمایشی و هشت تکرار در هر تیمار (24 رأس بره) چهار تا حدود شش ماهه با میانگین وزن ٥&amp;amp;plusmn;٥/٣٤ به مدت 80 روز انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره شاهد (کنجاله سویا)، جیره حاوی کنجاله کاملینای تخمیر شده و کنجاله کاملینای تخمیر نشده بودند. برای تخمیر کاملینا از قارچ تریکودرما رسی (PTCC 5142) استفاده شد. آزمون تولید گاز 24 ساعته برای برآورد قابلیت هضم ماده آلی، انرژی متابولیسمی و بازده توده میکروبی انجام شد. در پایان آزمایش، برای اندازه‌گیری برخی فراسنجه‌های تخمیر شکمبه مانند pH، غلظت نیتروژن آمونیاکی، اسیدهای چرب و تعداد جمعیت تک یاخته‌ها، نمونه مایع شکمبه بره‌ها، از طریق سوند مری جمع آوری شد. در طول دوره آزمایش، مصرف خوراک روزانه، افزایش وزن روزانه بره‌ها و ضریب تبدیل خوراک اندازه‌گیری شد. هزینه صرف شده برای هر یک کیلوگرم افزایش وزن در طول دوره پروار بر اساس شاخص اقتصادی تعیین شد. داده‌ها با استفاده از رویه GLM نرم‌افزار آماری SAS (2005) تجزیه آماری شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که جایگزینی کنجاله سویا با کنجاله کاملینای تخمیری و غیر تخمیری تأثیر معنی‌داری بر فراسنجه‌های رشد و مصرف خوراک نداشت. همچنین، pH شکمبه، نیتروژن آمونیاکی، اسیدهای چرب فرار کل و جمعیت کل پروتوزوآ تحت تأثیر جایگزینی کنجاله‌ها قرار نگرفت، هرچند جمعیت انتودینینه در گروه‌های آزمایشی حاوی کنجاله کاملینا افزایش یافت (05/0&amp;amp;gt;P). در بره‌های دریافت‌کننده کنجاله کاملینا (تخمیری و غیرتخمیری)، غلظت پروپیونات در شکمبه بیشتر و نسبت استات به پروپیونات کمتر از گروه شاهد بود (05/0&amp;amp;gt;P). تفاوت آماری معنی‌داری در تولید گاز 24 ساعته بین تیمارهای آزمایشی مشاهده نشد. قابلیت هضم ماده آلی، انرژی متابولیسمی برآورد شده، عامل تفکیک و بازده توده میکروبی تفاوتی در گروه‌های مختلف آزمایشی نداشتند. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که جایگزینی کنجاله سویا با کنجاله کاملینای تخمیری و غیر تخمیری اثرات نامطلوبی بر عملکرد رشد و ماده خشک مصرفی بره‌های پرواری نداشت و با توجه به نیار آبی کشت و قیمت کمتر می‌تواند به عنوان یک منبع پروتئینی مقرون به صرفه در جیره غذایی بره‌های پرواری مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر متیونین محافظت‌شده بر عملکرد تولید شیر، بازدهی خوراک و برآورد اقتصادی در گاوهای اوایل دوره شیردهی تحت تنش حرارتی</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7709.html</link>
      <description>سابقه و هدف: تنش حرارتی چالشی اساسی در پرورش گاوهای شیری مناطق گرم است که به ویژه در اوایل دوره شیردهی، باعث کاهش مصرف خوراک، اختلالات متابولیکی و افت تولید شیر می‌شود. این تنش همچنین متابولیسم پروتئین و اسیدهای آمینه ضروری را مختل می‌کند. متیونین، اسیدآمینه ضروری محدودکننده در جیره گاوهای شیری، در سنتز پروتئین، متابولیسم انرژی و سلامت متابولیکی نقش کلیدی دارد، اما به دلیل تخریب در شکمبه، دسترسی زیستی آن محدود است. در شرایط تنش حرارتی، نیاز به اسیدهای آمینه خاص مانند متیونین ممکن است به دلیل تغییرات متابولیکی و افزایش نیاز به آنتی‌اکسیدان‌ها (مانند گلوتاتیون که متیونین در سنتز آن نقش دارد) افزایش یابد. بااین‌حال، اطلاعات محدودی درباره اثرات متیونین محافظت‌شده بر عملکرد گاوهای شیری اوایل دوره شیردهی تحت تنش حرارتی وجود دارد. متیونین محافظت‌شده، که در برابر تخریب میکروبی شکمبه مقاوم است، می‌تواند تولید شیر، درصد پروتئین و کارایی تغذیه‌ای را بهبود بخشد. در شرایط تنش حرارتی، نیاز به متیونین احتمالاً به دلیل تغییرات متابولیکی و افزایش نیاز به آنتی‌اکسیدان‌ها افزایش می‌یابد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر متیونین محافظت‌شده بر عملکرد تولید شیر و نیز فراسنجه های اقتصادی در گاوهای هلشتاین اوایل دوره شیردهی تحت تنش حرارتی انجام شده است. مواد و روش ها: در این مطالعه از 24 رأس گاو شیرده هلشتاین (12 راس گاو به ازای هر تیمار) با میانگین روزهای شیردهی (12&amp;amp;plusmn; 91) و تولید شیر (3&amp;amp;plusmn; 37) و تعداد زایش( 1/0 &amp;amp;plusmn; 4/2) در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه تهران استفاده شد. همچنین مطالعه حاضر در قالب طرح های اندازه گیری مکرر (Repeated Measures Designs) با 2 تیمار آزمایشی شامل تیمار شاهد: جیره پایه (حاوی سطوح صفر متیونین محافظت شده) و تیمار متیونین: جیره پایه به همراه متیونین (حاوی 25 گرم متیونین محافظت‌شده در روز به ازای هر راس گاو شیرده) انجام گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که تولید شیر خام (8/34 در مقابل 37 لیتر در روز) (05/0&amp;amp;gt;P) و شیر تصحیح‌شده برای انرژی (8/38 در مقابل 8/35 لیتر در روز) (05/0&amp;amp;gt;P) برای گاوهای دریافت‌کننده متیونین محافظت‌شده در مقایسه با گروه شاهد بطور معنی داری بیشتر بود. همچنین بازدهی خوراک محاسبه‌شده بر اساس شیرخام، شیر تصحیح‌شده برای چربی و شیر تصحیح‌شده برای انرژی در گروه متیونین به‌طور معنی‌داری بالاتر بود. از نظر ترکیبات شیر، درصد چربی (42/3 در مقابل 18/3 درصد) و کل مواد جامد شیر (9/12 در مقابل 1/11 درصد) در تیمار حاوی متیونین به‌طور معنی‌داری افزایش یافت (01/0&amp;amp;gt;P). مقدار چربی شیر (32/1 در مقابل 17/1 کیلوگرم در روز) و مقدار کل مواد جامد شیر (97/4 در مقابل 10/4 کیلوگرم در روز) نیز در گروه دریافت‌کننده متیونین محافظت‌شده به‌طور معنی‌داری بیشتر بود (01/0&amp;amp;gt;P). همچنین فراسنجه های اقتصادی نشان داد که درآمد حاصل از فروش شیر برای تیمار حاوی متیونین در مقایسه با تیمار شاهد بطور معنی داری بیشتر بود (44/13 در مقابل 96/12 دلار) (02/0&amp;amp;gt;P) و فراسنجه درآمد مازاد بر هزینه خوراک برای تیمار حاوی متیونین در مقایسه با تیمار شاهد نیز بطور معنی داری بالاتر بود (86/5 در مقابل 33/5 دلار) (03/0&amp;amp;gt;P) و در واقع مصرف روزانه 50 گرم مکمل متیونین معادل 53/0 دلار به ازای هر راس گاو برای دامدار سود ایجاد کرده بود. نتیجه گیری: استفاده از متیونین محافظت‌شده در جیره گاوهای اوایل دوره شیردهی به دلیل بهبود تولید و ترکیبات شیر و نیز بهبود فراسنجه های اقتصادی می تواند به عنوان یک افزودنی ایده‌آل در مدیریت تغذیه گاوهای اوایل دوره شیردهی تحت تنش حرارتی مدنظر قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر استفاده از اسیدهای آلی و افزدنی‌های باکتریایی و تاثیر آن بر خصوصیات شیمیایی و قابلیت هضم سیلاژ ذرت</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7710.html</link>
      <description>سابقه و هدف: سیلو کردن علوفه‌های با رطوبت بالا یکی از روش‌های مؤثر نگهداری خوراک دام‌های نشخوارکننده است. علوفه ذرت به‌دلیل محتوای بالای نشاسته و ظرفیت بافری پایین، گزینه‌ای مناسب برای تهیه سیلو محسوب می‌شود. با این حال، رطوبت بالا در زمان سیلو کردن می‌تواند موجب رشد باکتری‌های نامطلوب، تولید پساب، کاهش کیفیت تغذیه‌ای و آلودگی محیط زیست شود. استفاده از افزودنی‌های اسیدی و باکتریایی از جمله راهکارهای مؤثر برای بهبود فرآیند سیلو کردن، کاهش اتلاف مواد مغذی و افزایش پایداری هوازی محصول نهایی است. هدف این مطالعه بررسی اثر سطوح مختلف افزودنی اسیدی (اسید استیک، فورمیک و پروپیونیک) و باکتریایی (لاکتوباسیلوس پلانتاروم و پدیوکوکوس اسیدیلاکتیکی) بر ترکیب شیمیایی، غلظت اسیدهای چرب کوتاه زنجیر و نیتروژن آمونیاکی، تولید پساب و قابلیت هضم ماده خشک و الیاف شوینده خنثی علوفه ذرت سیلو شده بود. مواد و روش‌ها: سیلوهای آزمایشی شامل تیمار اول: سیلاژ بدون افزودنی اسیدی و باکتریایی (شاهد)، تیمار دوم: سیلاژ حاوی 1 لیتر اسید آلی در تن علوفه تازه با رقت 1 به 6، تیمار سوم: سیلاژ حاوی 1 لیتر اسید آلی در تن علوفه تازه با رقت 1 به 8، تیمار چهارم: سیلاژ حاوی 100000 cfu لاکتوباسیلوس پلانتاروم و پدیدکوکوس اسیدیلاکتیکی در هر گرم علوفه تازه و تیمار پنجم: سیلاژ حاوی 200000 cfu لاکتوباسیلوس پلانتاروم و پدیدکوکوس اسیدیلاکتیکی در هر گرم علوفه تازه بودند. در سیلوها پس از 90 روز باز و ویژگی‌های آنها بررسی شد. داده‌های حاصل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 5 تیمار و سه تکرار برای هر تیمار و براساس رویه GLM نرم افزار آماری SAS و با استفاده از مدل آماری زیر تجزیه واریانس شدند.یافته‌ها: سیلوی شاهد در مقایسه با سیلوهای حاوی افزودنی اسیدی و باکتریایی دارای محتوی ماده خشک بیشتر و محتوی عصاره اتری و نشاسته کمتری بود (01/0&amp;amp;gt;P). محتوی پروتئین خام و الیاف شوینده خنثی و اسیدی در سیلوی حاوی 100000 cfu لاکتوباسیلوس پلانتاروم و پدیدکوکوس اسیدیلاکتیکی در مقایسه با سایر سیلوها بیشتر بود (01/0&amp;amp;gt;P). سیلوی شاهد در مقایسه با سایر سیلوها دارای pH و غلظت نیتروژن آمونیاکی پایین‌تری بود (01/0&amp;amp;gt;P). بیشترین غلظت استات و پروپیونات به ترتیب در سیلوی حاوی 100000 cfu لاکتوباسیلوس پلانتاروم و پدیدکوکوس اسیدیلاکتیکی و سیلوی حاوی افزودنی اسیدی با رقت 1 به 8 مشاهده شد (01/0&amp;amp;gt;P). غلظت بوتیرات و لاکتات در سیلوی حاوی افزودنی اسیدی با رقت 1 به 6 در مقایسه با سایر سیلوها بیشتر بود (01/0&amp;amp;gt;P). قابلیت هضم ماده خشک در سیلوی حاوی افزودنی اسیدی با رقت 1 به 6 و سیلوی حاوی 200000 cfu لاکتوباسیلوس پلانتاروم و پدیدکوکوس اسیدیلاکتیکی در مقایسه با سایر سیلوها بیشتر بود (01/0&amp;amp;gt;P). سیلوی حاوی 200000 cfu لاکتوباسیلوس پلانتاروم و پدیدکوکوس اسیدیلاکتیکی در مقایسه با سایر سیلوها دارای قابلیت هضم الیاف شوینده خنثی بیشتری بود (01/0&amp;amp;gt;P). میزان تولید پساب سیلوهای آزمایشی تحت تاثیر سطوح مختلف افزودنی اسیدی و باکتریایی قرار نگرفت (05/&amp;amp;lt;P). بالاترین نقطه فلیگ در سیلوی شاهد مشاهده شد (01/0&amp;amp;gt;P). نتیجه‌گیری: در کل، با توجه به این نتایج افزودن 200000 cfu لاکتوباسیلوس پلانتاروم و پدیدکوکوس اسیدیلاکتیکی در مقایسه با دوز 100000 آن و افزودنی اسیدی در سطوح مختلف تاثیر بیشتری بر کیفیت و قابلیت هضم ماده خشک و الیاف شوینده خنثی سیلاژ داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تزریق مکمل‌های ویتامینی و معدنی در اواخر دوره آبستنی بر عملکرد و شاخص‌های التهابی میش‌های دالاق</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7711.html</link>
      <description>سابقه و هدف: دوره انتقال در میش‌ها، که معمولاً سه هفته پیش و سه هفته پس از زایش را دربر می‌گیرد، یکی از بحرانی‌ترین مراحل فیزیولوژیکی در طول چرخه تولیدمثل است. در این دوره، میش با تغییرات گسترده متابولیکی و هورمونی مواجه می‌شود که برای آماده‌سازی بدن جهت زایش و آغاز شیردهی ضروری است. اواخر آبستنی با کاهش مصرف خوراک و افزایش نیاز انرژی به‌دلیل رشد سریع جنین و توسعه غده پستانی همراه است. این ناهماهنگی میان دریافت و نیاز انرژی منجر به تعادل منفی انرژی (NEB) می‌شود که نتیجه آن بسیج ذخایر چربی بدن و افزایش غلظت اسیدهای چرب غیراستریفیه (NEFA) و بتاهیدروکسی‌بوتیرات (BHBA) در خون است. این تغییرات زمینه‌ساز بروز کتوز، کبد چرب و مسمومیت بارداری در میش‌ها می‌گردد. تعادل منفی انرژی همچنین سبب افزایش تولید گونه‌های فعال اکسیژن (ROS) و استرس اکسیداتیو می‌شود که با تضعیف سیستم ایمنی، خطر بروز التهاب و بیماری‌های متابولیک و عفونی را افزایش می‌دهد. در نتیجه، کیفیت آغوز، تولید شیر اولیه و رشد بره‌ها تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. در این شرایط، ویتامین‌ها و مواد معدنی به‌ویژه آن‌هایی که خاصیت آنتی‌اکسیدانی دارند، نقش مهمی در کاهش استرس اکسیداتیو و حفظ سلامت ایمنی ایفا می‌کنند. تأمین کافی و متعادل این ریزمغذی‌ها در دوره انتقال، موجب بهبود پاسخ ایمنی، کاهش بروز اختلالات متابولیکی و افزایش عملکرد تولیدی می‌شود. بنابراین، تغذیه هدفمند و غنی از آنتی‌اکسیدان‌ها در دوره انتقال برای سلامت و بهره‌وری میش‌ها حیاتی است.مواد و روش ها: پژوهش حاضر به‌منظور بررسی اثر تزریق مکمل‌های ویتامینی و معدنی در اواخر دوره آبستنی بر عملکرد، قابلیت‌هضم، تولید شیر و شاخص‌های التهابی میش‌های دالاق با استفاده از 40 رأس میش نژاد دالاق با میانگین وزن 7/3 &amp;amp;plusmn; 42، در اواخر دوره آبستنی به چهار تیمار و ده تکرار در قالب طرح کامل تصادفی تقسیم شدند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) گروه شاهد (عدم تزریق مکمل ویتامینی و معدنی)، 2) میش‌های دریافت‌کننده مکمل ویتامینی تزریقی، 3) میش‌های دریافت‌کننده مکمل معدنی تزریقی و 4) میش‌های دریافت‌کننده همزمان مکمل ویتامینی و معدنی تزریقی بود. جهت تعیین مقدار ماده خشک مصرفی روزانه پیش از وعده خوراک جدید پس‌آخور جمع‌آوری و توزین می‌شد. مقدار تولید و ترکیبات شیر اندازه‌گیری و ثبت گردید. جهت اندازه‌گیری قابلیت‌هضم میش‌ها، نمونه‌های مدفوع و خوراک در پنج روز پایانی آزمایش جمع‌آوری شد تا قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام، عصاره اتری و فیبر نامحلول در شوینده خنثی تعیین گردد. جهت اندازه‌گیری شاخص‌های التهابی و وضعیت آنتی‌اکسیدانی خون از 6 تکرار هر تیمار در روزهای 7 پیش از زایش، روز زایش و 7 روز پس از زایش خونگیری انجام شد.یافته ها: نتایج حاصل از تأثیر تزریق مواد معدنی و ویتامین در اواخر بارداری نشان داد که مواد معدنی و ویتامین‌ها سبب بهبود وزن نهایی و مصرف خوراک پس از زایش میش‌ها شد و بیشترین مصرف خوراک برای میش‌های تزریق شده با مواد معدنی و ویتامین‌ها به‌صورت همزمان بود (05/0&amp;amp;gt;P). همچنین، مواد معدنی و ویتامین‌ها سبب بهبود قابلیت‌هضم ماده خشک و فیبر نامحلول در شوینده خنثی میش‌ها شد (05/0&amp;amp;gt;P). از طرفی، مواد معدنی و ویتامین‌ها تأثیری بر مقدار تولید، پروتئین، چربی و لاکتوز شیر میش‌ها نداشتند. از طرفی، تزریق مواد معدنی و ویتامین‌ها سبب کاهش BHBA، NEFA، ROS و OSI و افزایش SAC میش‌ها در هر سه زمان شد (05/0&amp;amp;gt;P). بیشترین بهبود NEFA در همه زمان‌ها، ROS در پیش از زایش و روز زایش و SAC و OSI در پیش از زایش، مربوط به میش‌های دریافت‌کننده مواد معدنی و ویتامین‌ها به‌صورت همزمان بود. نتیجه‌گیری: با توجه به بهبود عملکرد وزنی، قابلیت‌هضم و شاخص‌خای التهابی میش‌ها، تزریق مواد معدنی و ویتامین‌ها به‌صورت همزمان در اواخر دوره آبستنی به میش‌ها توصیه می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی بیان ژن لپتین بافت ماهیچه و کبد بره پرواری تحت تاثیر مکمل آلی روی-متیونین و نمک کلسیمی روغن کتان جیره</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7712.html</link>
      <description>هدف: تولید گوسفند، نقشی مهم در تأمین پروتئین حیوانی در جهان دارد. بازده رشد و عملکرد تولیدی از عوامل کلیدی تأثیرگذار بر بهره‌وری در این صنعت هستند. سیستم لپتین&amp;amp;ndash;ملانوکورتین (LMS) به‌عنوان یکی از مسیرهای تنظیمی اصلی، در کنترل تعادل انرژی، اشتها و متابولیسم بدن نقش دارد. ژن لپتین از عناصر کلیدی این مسیر است که با تنظیم مصرف خوراک، تعادل انرژی و متابولیسم چربی، رشد و وضعیت تغذیه‌ای دام را تحت تأثیر قرار می‌دهد. پژوهش‌های اخیر نشان داده‌اند که استفاده از منابع غنی از اسیدهای چرب غیراشباع مانند نمک کلسیمی روغن کتان می‌تواند از طریق بهبود بازده انرژی و تنظیم بیان ژن‌های مرتبط با رشد، در افزایش عملکرد حیوان مؤثر باشد. علاوه بر این، مکمل آلی روی&amp;amp;ndash;متیونین به‌دلیل نقش آن در متابولیسم پروتئین، فعالیت آنزیم‌های رشد و تنظیم ترشح هورمون‌های مرتبط با انرژی، توانایی بهبود افزایش وزن روزانه و کارایی خوراک در نشخوارکنندگان را دارد. لذا، هدف از این پژوهش بررسی بیان ژن لپتین در بافت‌های کبد و ماهیچه بره های پرواری تحت تاثیر نمک کلسیمی روغن کتان و مکمل آلی روی-متیونین جیره غذایی بود.روش پژوهش: در این پژوهش، ۴۴ رأس بره نر نژاد عربی در سنین دو تا سه ماهگی در قالب طرح فاکتوریل ۲&amp;amp;times;۲ مورد استفاده قرار گرفتند. آزمایش شامل چهار تیمار تغذیه‌ای بود که هر تیمار با ۱۱ تکرار اجرا شد. تیمارها عبارت بودند از: ۱) جیره پایه بدون مکمل (شاهد)، ۲) جیره پایه حاوی 083/۰ درصد مکمل روی&amp;amp;ndash;متیونین (معادل ۱۰۰ میلی‌گرم عنصر روی در هر کیلوگرم ماده خشک)، ۳) جیره پایه حاوی ۳ درصد نمک کلسیمی روغن کتان، و ۴) جیره پایه حاوی ترکیب ۳ درصد نمک کلسیمی روغن کتان و 083/۰ درصد مکمل روی&amp;amp;ndash;متیونین. پس از پایان دوره 94 روزه، سه بره از هر تیمار کشتار و نمونه‌های بافت کبد و ماهیچه جهت بررسی بیان ژن لپتین تهیه گردیدند. نمونه‌ها بلافاصله در نیتروژن مایع منجمد و در دمای ۸۰- درجه سانتی‌گراد ذخیره شدند. استخراج RNA و سنتز cDNA طبق دستورالعمل کیت‌های تجاری انجام شد و بیان ژن لپتین با روش Real-Time qPCR ارزیابی گردید. میزان بیان نسبی ژن لپتین با استفاده از فرمول -&amp;amp;Delta;&amp;amp;Delta;CT 2 و با نرمال‌سازی بر اساس ژن مرجع GAPDH محاسبه شد. داده‌های به‌دست‌آمده با نرم‌افزار (9.4) SAS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، افزودن نمک کلسیمی روغن کتان منجر به کاهش معنی‌دار بیان ژن لپتین در کبد شده (01/0 &amp;amp;gt;P)، اما بر روی بیان آن در ماهیچه اثر معنی‌داری مشاهده نشد (05/0&amp;amp;lt;P). علاوه بر این استفاده از مکمل روی- متیونین باعث افزایش معنی‌دار بیان ژن لپتین در کبد و ماهیچه شد (01/0 &amp;amp;gt;P)، همچنین افزودن همزمان مکمل روی- متیونین و مکمل چربی نمک کلسیمی روغن کتان منجر به تغییر معنی‌دار در بیان ژن‌ مورد نظر نشد (05/0&amp;amp;lt;P).نتیجه گیری: نتایج کلی این پژوهش نشان داد که نوع و ترکیب مکمل‌های تغذیه‌ای می‌تواند به‌طور معنی‌داری بر تنظیم ژنی مرتبط با متابولیسم انرژی در گوسفند اثر بگذارد. کاهش بیان ژن لپتین در اثر مصرف نمک کلسیمی روغن کتان (حاوی اسیدهای چرب امگا ۳ ) و افزایش آن در نتیجه افزودن مکمل روی&amp;amp;ndash;متیونین، اهمیت تعادل عناصر غذایی و تأثیر آن‌ها بر مسیرهای مولکولی رشد و متابولیسم را نشان می‌دهد. افزایش بیان ژن لپتین با مصرف مکمل روی-متیونین احتمالا به حفظ تعادل انرژی بدن کمک میکند و از ذخیره سازی بیش از حد چربی جلوگیری میکند. در حالی که مصرف نمک کلسیمی روغن کتان با کاهش لپتین احتمالا منجر به ذخیره چربی خواهد شد. برهمکنش میان این دو منبع تغذیه‌ای بیانگر نقش پیچیده تنظیم تغذیه‌ای در کنترل عملکرد ژنتیکی و فیزیولوژیکی دام بوده و لزوم بررسی‌های بیشتر در سطوح مولکولی و فیزیولوژیکی را برای درک دقیق‌تر سازوکارهای تنظیمی تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات منابع مختلف چربی بر قابلیت هضم مواد مغذی و آنزیم های کبدی در میش های دوره انتقال و فراسنجه های خونی بره های متولد شده از آنها</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7713.html</link>
      <description>سابقه و هدف: دوره انتقالی میش‌ها (۳ هفته پیش تا ۳ هفته پس از زایش) با تغییرات شدید متابولیکی و کاهش مصرف خوراک همراه است که منجر به تعادل منفی انرژی، افزایش اسیدهای چرب غیراستریفیه، اجسام کتونی و استرس اکسیداتیو می‌شود. این وضعیت خطر کتوز، کبد چرب و ضعف ایمنی را افزایش می‌دهد. استفاده از منابع چربی به‌عنوان استراتژی تغذیه‌ای، با تأمین انرژی متراکم و کاهش بسیج ذخایر بدن، می‌تواند وضعیت متابولیکی را بهبود بخشد؛ اما اثرات آن بر هضم، تخمیر شکمبه و استرس اکسیداتیو به نوع چربی (اشباع محافظت‌شده یا غیراشباع) بستگی دارد. لذا هدف مطالعه بررسی اثر منابع مختلف چربی بر گوارش‌پذیری مواد مغذی، آنزیم‌های کبدی در میش‌های انتقالی و تأثیر بر فراسنجه‌های خونی بره‌های متولدشده بود.مواد و روش: آزمایش روی ۶۰ رأس میش آبستن (یک ماه قبل از زایش) در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان انجام شد. میش‌ها بر اساس وزن و تاریخ زایش به‌صورت تصادفی به ۵ تیمار (۱۲ تکرار) در قالب یک طرح کاملاً تصادفی تخصیص یافتند: ۱) شاهد (بدون چربی)، ۲) ۳ درصد نمک کلسیمی اسیدهای چرب اُمگا-۹، ۳) ۳ درصد پیه، ۴) ۳ درصد روغن کلزا، ۵) ۳ درصد پودر اسید چرب اشباع محافظت‌شده در شکمبه. جیره‌ها بر اساس NRC (۲۰۰۷) از ۲۱ روز قبل تا ۲۱ روز پس از زایش به‌صورت TMR ارائه شدند.نتایج: نتایج نشان داد که افزودن منابع مختلف چربی تأثیر معنی‌داری بر وزن بدن، مصرف ماده خشک یا امتیاز وضعیت بدنی میش‌ها نداشت. استفاده از پودر اسید چرب اشباع محافظت‌شده موجب افزایش معنی‌دار گوارش‌پذیری عصاره اتری نسبت به تیمارهای روغن کلزا و گروه شاهد در هر دو دوره قبل و بعد از زایش شد و پس از زایش نسبت به چربی حیوانی نیز مقادیر بالاتری نشان داد (05/0&amp;amp;gt;P). این تیمار همچنین گوارش‌پذیری الیاف نامحلول در شوینده اسیدی بیشتری نسبت به چربی حیوانی و روغن کلزا قبل از زایش و نسبت به روغن کلزا پس از زایش داشت. گوارش‌پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی تنها پس از زایش تحت تأثیر تیمارها قرار گرفت به طوریکه تیمار چربی اشباع محافظت‌شده نسبت به روغن کلزا و منبع اُمگا-۹ مقادیر بالاتری نشان داد (05/0&amp;amp;gt;P)، در حالی‌که گوارش‌پذیری ماده خشک و پروتئین خام بین تیمارها اختلاف معنی‌داری نداشت. سطوح ALT و AST در میش‌های تغذیه‌شده با روغن کلزا و چربی حیوانی پس از زایش به‌طور معنی‌داری افزایش یافت (05/0&amp;amp;gt;P). در حالی‌که مقادیر در میش‌های تغذیه‌شده با نمک کلسیمی اُمگا-۹ و چربی اشباع محافظت‌شده در محدوده طبیعی باقی ماند. فعالیت ALP نیز در هر دو دوره نمونه‌برداری تحت تأثیر تیمارها قرار گرفت و بالاترین مقادیر در گروه‌های اُمگا-۹ و چربی حیوانی مشاهده شد. نتایج نشان داد که نوع منبع چربی در جیره میش‌های دوره انتقال اثر معنی‌داری بر فراسنجه‌های خونی بره‌های متولدشده داشت (05/0&amp;amp;gt;P). بره‌های حاصل از میش‌های دریافت‌کننده چربی اشباع محافظت‌شده و اسیدهای چرب اُمگا-۹ غلظت بالاتری از گلوکز، کلسترول، پروتئین کل و ایمونوگلوبولین G نسبت به گروه شاهد نشان دادند (05/0&amp;amp;gt;P). همچنین غلظت کلسترول، پروتئین کل و ایمونوگلوبولین G در این تیمارها نسبت به تیمار چربی حیوانی بیشتر بود، در حالی‌که بین تیمارها از نظر غلظت آلبومین اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد.نتیجه‌گیری:به‌طور کلی، استفاده از پودر اسید چرب اشباع محافظت‌شده در جیره میش‌های دوره انتقال موجب افزایش گوارش‌پذیری عصاره اتری نسبت به روغن کلزا و گروه شاهد و پایداری بیشتر فعالیت آنزیم‌های کبدی پس از زایش در مقایسه با روغن کلزا و چربی حیوانی شد. با توجه به اینکه همه صفات بین تیمارها اختلاف معنی‌دار نداشتند، این نتایج نشان می‌دهد که چربی اشباع محافظت‌شده می‌تواند در مقایسه با برخی منابع چربی به بهبود نسبی گوارش‌پذیری و وضعیت متابولیکی در دوره انتقال کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مقایسه‌ای تاثیر افزودن عصاره شیرین بیان (Glycyrrhiza glabra)و عصاره نانولیپوزومال شیرین بیان در جیره‌های اسیدوزی بر فراسنجه‌های شکمبه ای در شرایط آزمایشگاهی</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7714.html</link>
      <description>سابقه و هدف:اسیدوز شکمبه یکی از اختلالات تغذیه‌ای شایع در نشخوارکنندگان است که با کاهش pH شکمبه، آسیب اپیتلیوم، کاهش عملکرد هضم و جذب مواد مغذی و افزایش تولید متان همراه بوده و پیامدهای اقتصادی و زیست‌محیطی قابل توجهی ایجاد می‌کند. به‌ویژه اسیدوز تحت حاد (Subacute ruminal acidosis, SARA) در گاوهای شیری و پرواری شایع بوده و موجب کاهش تولید شیر، رشد ضعیف، افزایش هزینه‌های درمان و اتلاف انرژی خوراک می‌شود. استفاده از افزودنی‌های خوراکی گیاهی مانند عصاره شیرین‌بیان (Glycyrrhiza glabra) به دلیل خواص ضدالتهابی، ضدمیکروبی و توانایی کاهش تولید متان، به عنوان جایگزین مناسبی برای آنتی‌بیوتیک‌ها در کنترل SARA مطرح است. هدف از این مطالعه بررسی اثر عصاره خالص و نانولیپوزومال شیرین‌بیان بر شاخص‌های تخمیری شکمبه، پیشگیری از اسیدوز و کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای بود.مواد و روش‌ها:مطالعه به‌صورت آزمایشگاهی روی مایع شکمبه گاوهای نر هلشتاین فیستوله‌دار انجام شد. نانولیپوزوم‌های حاوی عصاره شیرین‌بیان با روش هیدراتاسیون لایه نازک سنتز شدند. جیره پایه با نسبت علوفه به کنسانتره 70:30 تنظیم و سه تیمار شامل جیره پایه، جیره به همراه عصاره خالص و جیره به همراه نانولیپوزوم عصاره در نظر گرفته شد. مایع شکمبه با بزاق مصنوعی مخلوط و تحت جریان CO₂ در شرایط 39&amp;amp;deg;C انکوبه شد. تولید گاز در زمان‌های مختلف، pH، جمعیت پروتوزوآ، اسیدهای چرب فرار (Volatile fatty acids, VFA)، میزان متان، انرژی متابولیسمی و تجزیه‌پذیری خوراک پس از 24 ساعت تعیین شدند. همچنین آزمون اسیدوز القایی با تزریق دکستروز به نمونه‌های شکمبه انجام شد. داده‌ها با مدل‌های مختلط در نرم‌افزار SAS و آزمون توکی تحلیل شدند.یافته‌ها:نانولیپوزوم‌ها دارای ذرات یکنواخت با قطر هیدرودینامیکی 2/122 نانومتر و PDI برابر با 013/0 بودند و SEM اشکال کروی پایدار نشان داد. هر دو تیمار عصاره خالص و نانولیپوزومال موجب کاهش زمان تأخیر تخمیر (Lag time) و افزایش نرخ تولید گاز در ساعات اولیه شدند، در حالی که در ساعات دیررس (۴۸ تا ۱۲۰ ساعت) تولید گاز کاهش یافت(05/0&amp;amp;gt;P). استفاده از عصاره‌ها موجب افزایش بوتیرات و کاهش استات و پروپیونات، کاهش کل VFA و کاهش تولید متان شد(05/0&amp;amp;gt;P). جمعیت پروتوزوآها در تیمار نانولیپوزومال کاهش بیشتری نشان داد و pH شکمبه بالاتر از عصاره خالص حفظ شد(05/0&amp;amp;gt;P). همچنین ازت آمونیاکی و تجزیه‌پذیری خوراک در محدوده مطلوب باقی ماند. در شرایط اسیدوز القایی، تیمار نانولیپوزومال توانست pH را در سطح بالاتر حفظ کرده و شدت اسیدوز را کاهش دهد، در حالی که تولید گاز همچنان امکان فعالیت میکروبی مطلوب را نشان داد(05/0&amp;amp;gt;P).نتیجه‌گیری:نتایج این مطالعه نشان داد که عصاره شیرین‌بیان، به ویژه در فرم نانولیپوزومال، می‌تواند مسیر تخمیر شکمبه را به سمت الگوی پایدارتر هدایت کرده، تولید گاز و متان را کاهش دهد، جمعیت پروتوزوآ را تعدیل کند و pH شکمبه را در شرایط اسیدوز حفظ نماید. فناوری نانولیپوزوم با افزایش پایداری و رهایش آهسته ترکیبات فعال، اثر طولانی‌مدت و کارآمدتری نسبت به عصاره خالص ارائه می‌دهد و می‌تواند به عنوان ابزار مؤثری در مدیریت اسیدوز تحت حاد و بهبود بهره‌وری تغذیه‌ای و زیست‌محیطی نشخوارکنندگان مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر مکمل‌گیاهی شیرافزا بر عملکرد شیردهی، فراسنجه‌های خونی و وضعیت آنتی‌اکسیدانی در گاو‌های شیرده هلشتاین</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7715.html</link>
      <description>سابقه و هدف: مکمل‌گیاهی شیرافزا شامل گیاهان شیرین بیان، رازیانه، سیاه دانه دارای خواص آنتی‌اکسیدانی، ضدعفونی‌کننده و تقویت‌کننده سامانه ایمنی است که به منظور افزایش تولید شیر، بهبود کیفیت شیر، و کاهش تنش‌گرمایی در گاو‌های شیرده استفاده می‌شود. این مطالعه در جهت ارزیابی اثر این مکمل گیاهی بر مقدار تولید و ترکیبات شیر، فراسنجه‌های خونی و وضعیت آنتی‌اکسیدانی در گاو‌های هلشتاین انجام شد. مواد و روش‌ها: تعداد ۱۶ رأس گاو هلشتاین شیرده با شکم سوم و بالاتر و میانگین وزن بدن15 &amp;amp;plusmn;620 کیلوگرم، در قالب یک طرح آماری کاملا تصادفی به دو گروه آزمایشی تقسیم شدند: گروه اول (شاهد) با جیره پایه و گروه دوم با جیره پایه به همراه ۱۵۰ گرم مکمل در نظر گرفته شد و به مدت 49 روز از زمان زایش تغذیه شدند. به منظور ارزیابی مقدار شیر تولیدی و ترکیبات آن، دام‌ها در ساعات 8:00، 16:00 و 24:00 شیردوشی شدند. برای اندازه‌گیری ترکیبات شیر، نمونه‌گیری در پایان هفته‌های اول تا هفتم انجام شد. نمونه‌های خون قبل از تغذیه صبحگاهی در روز‌های صفر، 25 و 49 به وسیله لوله‌های ونوجکت حاوی اتیلن دی آمین تترا استیک اسید از گاو‌ها گرفته شد و فراسنجه‌های خونی گلوکز، تری‌گلیسرید، پروتئین کل، اوره خون، کلسترول، بیلی‌روبین کل، بیلی‌روبین دایرکت خون،آلبومین، گلوتامیک اگزالواستیک ترانس‌آمیناز، گلوتامیک پیروویک ترانس آمیناز، آلکالین فسفاتاز بررسی شدند. داده‌ها درقالب طرح تکرار شونده در زمان، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که تولید شیر در گروه تیمار ( 403/0 &amp;amp;plusmn;17/40) به‌طور معنی‌داری نسبت به گروه شاهد( 403/0 &amp;amp;plusmn;57/38) افزایش یافت(001/0P&amp;amp;lt;). همچنین در طول دوره آزمایشی، میزان شیر تصحیح‌شده بر اساس چهار درصد چربی (002/0P=)، درصد لاکتوز (0001/0P=)، شیر تصحیح‌شده بر اساس انرژی (007/0P=)، مقدار چربی (022/0P=)، مقدار پروتئین (001/0P&amp;amp;lt;) و درصد مواد جامد (0007/0P=) در گروه تیمار در مقایسه با گروه شاهد افزایش معنی‌‌داری نشان داد. در پایان دوره، درصد پروتئین شیر در گروه تیماری( 157/0 &amp;amp;plusmn;92/2) به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه شاهد( 157/0 &amp;amp;plusmn;63/2) بود، در حالی‌که سایر ترکیبات شیر اختلاف معنی‌داری بین دو گروه نداشتند. اثر متقابل تیمار و زمان موجب افزایش معنی‌‌دار مصرف ماده خشک خوراک در گروه تیمار شد. بررسی فراسنجه‌‌های خونی نشان داد که تنها اثر متقابل تیمار و زمان بر سطح گلوتامیک پیروویک ترانس‌آمیناز معنی‌‌دار بود (01/0P&amp;amp;lt;) . و بر‌فراسنجه‌‌های خونی گلوکز، تری‌گلیسرید، پروتئین کل، اوره خون، کلسترول، بیلی‌روبین کل، بیلی‌روبین دایرکت خون،آلبومین، گلوتامیک اگزالواستیک ترانس‌آمیناز، آلکالین فسفاتاز اثر معنی‌‌داری نداشتند. همچنین تیمار اعمال‌ شده تأثیر معنی‌‌داری بر شاخص‌‌های وضعیت آنتی‌اکسیدانی شامل مالون‌دی‌آلدهید، سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل نشان نداد. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که مصرف مکمل گیاهی در ابتدای دوره شیردهی با افزایش مصرف ماده خشک خوراک می‌تواند سبب افزایش تولید شیر و بهبود برخی ترکیبات آن، از جمله مقدار و درصد پروتئین، مقدار چربی، درصد لاکتوز و مواد جامد کل در گاوهای شیری هلشتاین شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شاخص های جمعیتی، هویت نژادی و عملکرد تولیدی و تولید مثلی گله های شتر بومی استان قم</title>
      <link>https://ejrr.gau.ac.ir/article_7716.html</link>
      <description>سابقه و هدف: انجام مطالعات بوم شناختی و ظرفیت سنجی پرورش در مورد انواع دام از جمله شتر به برنامه ریزی صحیح و بهره گیری بهینه از ظرفیت ژنتیکی توده های بومی کمک می کند. در استان قم در حال حاضر تقریبا 8000 نفر شتر در حال پرورش بوده و این استان جایگاه شاخصی در نگهداری و پرورش شتر تک کوهانه و حتی شتر دو کوهانه در کشور دارد و از این حیث جزو 10 استان مطرح کشور است، با این حال تا کنون مطالعه ای در خصوص تعیین وضعیت پرورش شترهای بومی انجام نشده است. لذا با هدف شناسایی و معرفی شاخص های جمعیتی، هویت نژادی و عملکرد تولیدی و تولید مثلی توده بومی شترهای بومی استان قم و به منظور برنامه ریزی لازم جهت افزایش بازده تولیدی و اقتصادی گله های پرورش دهنده شتر، مطالعه حاضر با همکاری معاونت بهبود تولیدات دامی و اداره امور عشایری استان قم به انجام رسید.مواد و روش ها: جامعه مورد مطالعه شامل تمام گله داران پرورش دهنده شتر داشتی در استان قم بود که بر اساس اطلاعات ارائه شده از سوی معاونت بهبود تولیدات دامی به 36 گله از مجموع 181 گله پرورش دهنده شتر در بخش های مختلف استان قم بصورت حضوری مراجعه شد. اطلاعات هویتی گله ها نظیر نوع نژاد، تعداد دام، ترکیب سنی، نسبت جنس، مدیریت تغذیه، مدیریت بهداشتی، سیستم پرورش، تعیین وضعیت خلوص یا عدم خلوص گله ها و همچنین رکوردهای مستقیم عملکرد تولیدی و تولیدمثلی گله ها طی 2 سال (از سال1401 تا سال 1403) جمع آوری شد و پس از ویرایش اولیه با استفاده از رویه descriptive نرم افزار SPSS(18) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج در قالب جداول، نمودارها و تصاویر منتخب همراه با تحلیل وضعیت گله های شتر استان در مورد شاخص های مورد بررسی ارائه شد.یافته ها: نتایج نشان داد تمام شترداران مورد بررسی از روش نیمه باز یا ساربانی برای پرورش شترها استفاده می کنند و بطور متوسط گله ها 59/28&amp;amp;plusmn;0/8 ماه از سال را در مرتع بسر می برند. شتر کلکوهی با فراوانی 07/90 درصد نژاد غالب در بین جمعیت شتر استان بوده و مابقی را شترهای آمیخته حاصل از تلاقی شتر دوکوهانه و کلکوهی و یا شترهای دوکوهانه خالص تشکیل می دهد. اندازه گله طی 10 سال گذشته از متوسط 74/65&amp;amp;plusmn;33/41 نفر به 35/56&amp;amp;plusmn;79/89 نفر رسیده و در این مدت جمعیت شتر استان قم بیش از دو برابر شده است. متوسط وزن تولد، وزن 6 ماهگی و یک سالگی در شترهای کلکوهی ماده به ترتیب 44/32، 14/118 و 28/179 کیلوگرم و برای شترهای نر به ترتیب 40/38؛ 02/134 و 06/201 کیلوگرم برآورد شد. متوسط شیر تولیدی روزانه شترها 66/0&amp;amp;plusmn;85/2 کیلوگرم در روز و وزن بیده پشم آنها 32/0&amp;amp;plusmn;57/1 کیلوگرم در سال برآورد شد. فراوانی شتر های نر و شترهای ماده در گله های مورد بررسی به ترتیب 50/1&amp;amp;plusmn;78/5 و 43/10&amp;amp;plusmn;59/62 درصد برآورد شد. متوسط درصد زایش گله ها 06/8&amp;amp;plusmn;72/44 و فاصله بین دو زایش متوالی در آنها 49/1&amp;amp;plusmn;66/23 ماه برآورد شد. فراوانی تلفات قبل از یک سالگی و تلفات شترهای بالغ به ترتیب 66/5&amp;amp;plusmn;90/34 و 81/1&amp;amp;plusmn;31/2 درصد برآورد شد. نتیجه گیری: پایین بودن بازده تولیدمثلی گله، تلفات بیش از حد بچه شترها، آمیخته گری کنترل نشده شترهای کلکوهی با شترهای دو کوهانه و فقر مراتع جهت تامین خوراک شترها از مهمترین چالش های شترداری در استان قم محسوب می شود. برای مرتفع نمودن این مشکلات، در مرحله نخست پیشنهاد می شود برنامه حفظ ذخایر ژنتیکی شتر کلکوهی تدوین و سپس برنامه‌ افزایش بازده تولید مثل در گله های شتر استان قم، با همکاری سازمان جهاد کشاورزی و شترداران استان قم اجرا شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
