تأثیر hCG و GnRH بر عملکرد تولیدمثلی میش‌های لک قشقایی و ترکی قشقایی سوپراوولاسیون‌شده با eCG در فصل تولیدمثلی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم دامی-دانشکده کشاورزی - دانشگاه یاسوج

2 کارشناس ارشد مهندسی علوم دامی، اداره کل امور عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد-ایران.

3 استادیار گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج. .

4 کارشناس ارشد مکانیزاسیون کشاورزی، اداره کل امور عشایر استان کهگیلویه و بویراحمد-ایران.

چکیده

سابقه و هدف: عملکرد تولیدمثلی نژادهای مختلف گوسفند در ایران پایین است و پرورش این گونه دامی از نظر اقتصادی زیاد به صرفه نیست. بنابراین باید راهکارهای اساسی و کاربردی برای افزایش عملکرد تولیدمثلی در گوسفند انجام شود. یکی از راهکارهای مناسب استفاده از برنامه‌های مختلف هورمون درمانی نظیر استفاده از گونادوتروپین جفت انسانی و هورمون آزادسازی گونادوتروپین‌ها در میش‌های سوپراوولاسیون‌شده (تخمک‌ریزی چندتایی) با گونادوتروپین جفت اسب‌سانان، است. با این وجود، نتایج مطالعات گوناگون در ارتباط با کاربرد این هورمون‌ها در نژادهای مختلف، متفاوت است. لذا مطالعه حاضر برای بررسی تاثیر این هورمون‌ها بر عملکرد تولیدمثلی گوسفندان لک و ترکی قشقایی در شرایط پرورش عشایری انجام شد.
مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر به‌صورت دو آزمایش مجزا انجام شد و در هر آزمایش 75 راس میش لک‌ و ترکی قشقایی (3 تا 4 ساله) و به-ترتیب با میانگین وزنی 6/254 و 9/159 کیلوگرم انتخاب شدند. چرخه فحلی میش‌ها در فصل تولیدمثلی با استفاده از اسفنج‌های محتوی پروژسترون برای یک دوره 14 روزه همزمان شد. آنگاه یک روز قبل از خارج نمودن اسفنج‌ها، به میش‌های لک و ترکی قشقایی به‌ترتیب 500 و 600 واحد بین‌المللی گونادوتروپین جفت اسب‌سانان به‌ شکل درون ماهیچه‌ای تزریق شد. بعد از برداشت اسفنج، همه میش‌ها فحل شده و به سه گروه مختلف تیماری تقسیم شدند. گروه اول در هر آزمایش به‌عنوان شاهد در نظر گرفته شد و به گروه‌های دوم و سوم در هر آزمایش به‌ترتیب 500 واحد بین‌المللی گونادوتروپین جفت انسانی و نیم میلی‌لیتر هورمون آزادسازی گونادوتروپین‌ها تزریق شد. سپس در هر آزمایش فراسنجه‌هایی نظیر زمان شروع فحلی(ساعت)، نرخ بازگشت به فحلی، نرخ آبستنی، نرخ زایش، نرخ چند قلوزایی، تعداد بره‌های متولد شده و نرخ بره‌زایی اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: نتایج در میش‌های لک قشقایی (آزمایش اول) نشان داد که نرخ بازگشت به فحلی بین گروه‌های مختلف تیماری تفاوت معنی‌داری نداشت (05/0<P). با این وجود، از نظر عددی تعداد میش‌های زایمان کرده در گروه دریافت کننده گونادوتروپین جفت انسانی نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود. نتایج همچنین نشان داد که از لحاظ تعداد میش‌های یک، دو و سه قلو اختلاف معنی‌داری بین گروه‌های مختلف تیماری وجود نداشت (05/0<P) با این وجود، تعداد میش‌های دو و سه قلوزا در گروه دریافت کننده گونادوتروپین جفت انسانی از لحاظ عددی نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود و تعداد بره‌های متولد شده در گروه‌های مختلف تیماری دریافت کننده گونادوتروپین جفت انسانی، هورمون آزادسازی گونادوتروپین‌ها و شاهد به‌ترتیب 35، 29 و 27 راس بود. نتایج در میش‌های ترکی قشقایی (آزمایش دوم) نشان داد که نرخ بازگشت به فحلی در گروه‌های مختلف تیماری اختلاف معنی‌داری نداشت (05/0<P) با این وجود، در گروه دریافت کننده هورمون آزادسازی گونادوتروپین‌ها، از 25 راس آبستن، تنها 21 راس زایمان کردند در حالی‌که در گروه دریافت کننده گونادوتروپین جفت انسانی، همه‌ی 23 راس میش آبستن، زایمان کردند. نتایج همچنین نشان داد که از نظر عددی تعداد میش‌های دوقلوزا و همچنین میزان فکاندیتی و پرولیفیکیسی در گروه دریافت کننده گونادوتروپین جفت انسانی، نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج بدست آمده می‌توان چنین برداشت کرد که استفاده از گونادوتروپین جفت انسانی و هورمون آزادسازی گونادوتروپین‌ها در میش‌های لک و ترکی قشقایی سوپراووله‌شده با گونادوتروپین جفت اسب‌سانان سبب بهبود نرخ آبستنی، درصد میش‌های زایمان کرده و تعداد بره‌های متولد شده شد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The effect of hCG and GnRH on reproductive performance of superovulated Lake-Ghashghaei and Torki-Ghashghaei ewes with eCG during the breeding season

نویسندگان [English]

  • Mohsen Tohidi 2
  • Mehrdad Meamar 3
  • Majid Alipoor 4
2 Msc of Animal Sciences, Nomads Administration of Kohgiloye and Boyerahmad province, Iran.
3 Assistant Professor, Department of Animal Science, Faculty of Agriculture, Yasouj University, Yasouj, Iran
4 Msc of Agricultural Mchinery, Nomads Administration of Kohgiloye and Boyerahmad province, Iran.
چکیده [English]

Background and objectives: Reproductive performance of different sheep races is low in Iran and breeding of this domestic animal is not really economic. So it should be found essential and practical solutions for increasing reproductive performance of sheep. One of the suitable solutions is hormonetrapy such as using human Chorionic Gonadotropine (hCG) and Gonadotropin Releasing Hormone (GnRH) in superovulated ewes with equine Chorionic Gonadotropin (eCG), but, the results of different studies in hormonetrapy if different races are not similar. Therefore the present study was conducted to investigate the effect of these hormones on reproductive performance of Lake and Torki-Ghashghaei in rural breeding condition.

Materials and methods: This study was conducted in two separated experiments. In the first experiment 75 Lake-Ghashghaei ewes (3-4 years old with the mean weights of 542.6 kgs) and in the second experiment 75 Torki-Ghashghaei ewes (3-4 years old with the mean weights of 591.9 kgs) were used. The estrous cycle of ewes in breeding season was synchronized with progesterone sponges for a 14 days period. Then, one day before removing the sponges 500 and 600 IU of equine Chorionic Gonadotropin were injected intramuscularly to Lake-Ghashghaei and Torki-Ghashghaei ewes respectively. After removing the sponges all the ewes became cycled and divided into three different treatment groups. The first group in each experiment was assumed as control and the second and third groups received 500 IU human Chorionic Gonadotropine and 0.5 ml Gonadotropin Releasing Hormone respectively. Then, in each experiment parameters such as the time of estrus start (hour), rate of return to estrus, parturition rate, rate of multiple births number of lambs and rate of lambing were evaluated.

Results: The results in the first experiment (Lake-Ghashghaei ewes) indicated that the rate of return to estrus did not have significant differences among various treatment groups but the number of delivered ewes in human Chorionic Gonadotropine group was numerically more than other groups. The results also indicated that the number of single, twin and triple births' ewes was not significantly different among various treatment groups but the number of twin and triple births' ewes in human Chorionic Gonadotropine group was numerically more than other groups. The results in the second experiment (Torki-Ghashghaei ewes) indicated that the number of twin births' ewes fecundity and prolificacy rates were numerically more in human Chorionic Gonadotropine group compared with other groups. The results also indicated that the fecundity difference among different treatment groups had tendency to significantly (P=0.06) and this characteristic was higher in group receiving hCG, compared to other groups.

Conclusion: According to the obtained results, it can be suggested that using human Chorionic Gonadotropine (500 IU) in superovulated Lake-Ghashghaei and Torki-Ghashghaei ewes with equine Chorionic Gonadotropin (500 and 600 IU, respectively) caused improvement the number of born lambs and fecundity rate.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Gonadotropin Releasing Hormone
  • human Chorionic Gonadotropine
  • equine Chorionic Gonadotropin
  • Twining rate
  • Lake-Ghashghaei and Torki-Ghashghaei ewes